استراتژی‌های سرمایه‌گذاری فرمولی


​وبینار «استراتژی‌های سرمایه‌گذاری سال ٩٩» با حمایت بانک صادرات ایران برگزار شد

وبینار «تحلیل وضعیت اقتصاد در شرایط فعلی و استراتژی‌های سرمایه‌گذاری در سال ٩٩» با حمایت بانک صادرات ایران برگزار شد.

به گزارش چابک‌آنلاین ، هفتمین سمینار «تحلیل وضعیت اقتصاد در شرایط فعلی و استراتژی‌های سرمایه‌گذاری در سال ٩٩» به صورت ویدئوکنفرانس (وبینار) با حمایت بانک صادرات ایران توسط گروه مالی و مدیریت سرمایه‌گذاری شریف برگزار شد.

در این وبینار، وضعیت عمومی اقتصاد ایران و بررسی آن در شرایط فعلی با سخنرانی حسین عبده تبریزی دبیرکل اسبق سازمان بورس اوراق بهادار تهران مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

عبده تبریزی در این وبینار با اشاره به اینکه میزان تورم انتظاری سال ٩٩ از منظر اغلب اقتصاددانان کشور حداقل ٣٠ درصد است، تاثیرات بیماری کرونا بر اقتصاد کشور را مورد تحلیل قرار داد و گفت: تا پیش از بروز این بیماری، انتظار برای نرخ رشد استراتژی‌های سرمایه‌گذاری فرمولی صفر و حتی منفی برای اقتصاد کشور مطرح بوده و اکنون با توجه به هزینه‌های این بیماری بر اقتصاد کشور، ارقام کلانی به میزان ٧٥ هزار میلیارد تومان از طریق دولت و بانک‌ها برای تامین هزینه‌های مختلف و حمایت از مردم، صندوق‌های بیمه بیکاری، بنگاه‌های اقتصادی، بهداشت و درمان و تسهیلات به مردم و . تخصیص یافته و از این رو تورم انتظاری همچنان در کشور بالای ٣٠ درصد در سال ٩٩ خواهد بود.

وی تاکید کرد: امیدواریم با توجه به اقدامات بانک مرکزی در خصوص گردش پول، نرخ تورم ارقام پایین‌تری را تجربه کند.

عبده تبریزی رویکرد مقامات ارشد استراتژی‌های سرمایه‌گذاری فرمولی کشور به بازار سرمایه را مثبت ارزیابی کرد و در عین حال با تشریح برخی نقاط مثبت و منفی این بازار، به تازه‌واردان این بازار توصیه کرد تا از ظرفیت صندوق‌های سرمایه‌گذاری برای در امان ماندن از خطرات احتمالی بازار استفاده کنند.

تحولات بازار ارز و طلا نیز در این وبینار توسط میثم رادپور، تحلیل‌گر بازارهای مالی مورد تحلیل قرار گرفت.
وی با بیان اینکه پس از بحران سال ٢٠٠٧ در آمریکا نرخ بهره کاهش و بازارهای سهام و وضعیت کار و اشتغال با افزایش قابل توجهی روبرو شده بودند، اظهار کرد: اقتصاد آمریکا با بروز کرونا و حجم بسیار زیاد نقدینگی به دلیل عدم اعتماد به بازار سهام و در حد صفر ماندن نرخ بهره و کاهش شدید نرخ بهره اوراق قرضه ١٠ ساله آمریکا تا حد شش دهم درصد، منتظر یک تورم بسیار شدید است.

وی با تجزیه تحلیل وضعیت اقتصاد آمریکا و بررسی نظریه مقداری پول، قیمت جهانی طلا را جذاب‌ترین مورد سرمایه‌گذاری در دنیا عنوان کرد و هفت برابر شدن سرمایه‌ بانک مرکزی آمریکا را یکی از مهمترین دلایل افزایش قیمت طلا در آینده عنوان کرد.

مدیرعامل شرکت سبدگردان پاداش سرمایه نیز صنایع برتر بورسی را در این وب‌کنفرانس مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.

کورش شمس با بیان اینکه نرخ بهره حقیقی در کشور منفی شده و هر زمان که این اتفاق رخ داده، بهترین شرایط برای رشد بازار سرمایه فراهم شده است، تاکید کرد: شرکت‌های بازار سرمایه طی سال‌های اخیر با تحریم‌ها به خوبی کنار آمده‌اند و خود را با این اتفاق تطبیق داده‌اند که چشم‌انداز بازار را مثبت کرده است.

وی اظهار کرد: طی سال گذشته ٣٠ هزار میلیارد تومان نقدینگی وارد بورس شد این در حالی است که تنها در فروردین و ١٠ روز اول اردیبهشت امسال برابر همین میزان نیز وارد بورس شده که با ورود ETFهای استراتژی‌های سرمایه‌گذاری فرمولی جدید شرایط بهتری برای بازار فراهم خواهد شد و کیک بازار سرمایه در بین همه خانواده‌های کشور توزیع خواهد شد.

بانک صادرات ایران در راستای عمل به مسئولیت‌ اجتماعی و کمک به ارتقای فرهنگ سرمایه‌گذاری، حمایت از تشکل‌های علمی و دانشگاهی در حوزه‌های تخصصی پول و مالی را نیز در دستور کار خود دارد و حمایت از این وبینار بر اساس این استراتژی صورت گرفت.

استراتژی ورود بازاریابی بین الملل

استراتژی ورود بازاریابی بین الملل

تصمیمات اولیه در مورد نحوه و ورود به یک بازار، تصمیمات مدیریت استراتژیک تلقی می‌شوند. این تصمیمات با عنایت به جو کشور و توانایی‌های سازمان و موقعیت رقابتی صنعت اتخاذ می‌شوند. نحوه ورود به کشور هدف نه فقط با ملاحظه مرزهای قانونی کشور، بلکه با درک نقاط قوت و ضعف شرکت و شناخت قابلیت‌های آن صورت می‌گیرد. هریک از روشهای ورود، ویژگی‌های خاص خود را دارد، لذا با عنایت به دو عامل کلی فوق، روشی انتخاب می‌شود که، بتواند موفقیت رقابتی شرکت را تقویت کند. روش اتخاذ شده می‌تواند خود عاملی به عنوان مزیت رقابتی پایدار تلقی گردد.

معمولاً تصمیمات مذکور برای مدتی طولانی اتخاذ می‌شوند و تغییر سریع آن مقدور به صلاح شرکت نیست. نوع استراتژی‌ها ورود، با توفیق آتی شرکت ارتباط دارد، لذا بررسی عمیق اولیه، قبل از هر اقدام ضروری است. شرکت‌ها جهت ورود به بازار کشورهای میزبان می‌توانند از استراتژی‌های متفاوتی استفاده نمایند. بعضی از این استراتژی‌ها عبارتند از :

  • صادرات Exporting
  • اعطای امتیاز Licensing
  • فرنچایزینگ Francdising
  • قرار داد مدیریتی Msnagement Contract
  • تولید قراردادی Contract Manufacturing
  • سرمایه گذاری خارجی مستقیم Foreign Direct Investment استراتژی‌های سرمایه‌گذاری فرمولی
    الف)سرمایه گذاری مشترک Joint Ventures
    ب)تاسیس یک واحد با مالکیت کامل Wholly – Owned Subsidiary
  • پیمان‌های استراتژیک Strategic Alliance

صادرات (Exporting)

صادرات از زمان‌های قدیم متداول ترین روش ورود به بازار کشور میزبان بوده است. دولت‌ها معمولاً شرکت‌های خود را به صادرات تشویق می‌کنند به خاطر این که صادرات، میزان اشتغال را افزایش می‌دهد، رقابت را تشدید می‌کند و ارز حاصل می‌کند. شرکت‌های به دو روش می‌توانند به صادرات بپردازند:
۱)صادرات مستقیم Direct Export
۲)صادرات غیر مستقیم Indirect Export

هنگامی که یک شرکت کلیه فعالیت‌های ضروری جهت فروش محصولات خود را در کشورمیزبان به عهده می‌گیرد به«صاردات مستقیم» دست زده است. این فعالیت‌ها عباتند از :تعیین ظرفیت بازار، یافتن خریدار، تعیین کانال‌های توزیع و انجام امور اداری صادرات از قبیل، آماده سازی اسناد، اقدامات مربوط به حمل کالا و بیمه نمودن محموله. هنگامی که شرکت تمایل به «صادرات غیر مستقیم» داشته باشد. تمام این وظایف را به واسطه‌ای مانند یک «شرکت مدیریت صادرات»(E. M. C. ) واگذار می‌کند و شرکت مدیریت صادرات در قبال یک مبلغ معین یا حق العمل یا ترکیبی از هر دو، به صادرات محصول اقدام می‌کند. مطالعه کتاب بازاریابی صادرات مفید است.

اعطای امتیاز (Liecnsing)

گسترش سریع بازاریابی جهانی، اعطای امتیاز را به یکی از استراتژی‌های متداول ورود به بازار، تبدیل نموده است. «اعطای امتیاز»عبارت ست از پرداخت یک مبلغ معین به عنوان«حق الامتیاز»توسط امتیاز گیرنده، جهت اخذ حق استفاده از یک اختراع نوآوری، نشان تجاری، فرمول محصول، نام شرکت یا هر چیز با ارزش دیگر. به عبارت بهتر، اعطای امتیاز یعنی انتقال یک دارائی غیر مشهود از یک اعطا کننده امتیاز(Licensor)به یک گیرنده امتیاز(Lieensee) اکثریت اعطای امتیازها میان کشورهای توسعه یافته انجام می‌شود. تحلیل تطبیقی از چگونگی اعطای امتیاز شرکت‌های پنج کشور ایالات متحده امریکا، انگلستان، سوئد، آلمان وژاپن در سال ۱۹۷۵ نشان داد، که سه کشور انگلستان، آلمان و امریکا بیشترین تعداد امتیاز دهنده را دارا می‌باشند، وامریکا کمترین تعداد امتیاز گیرنده ار داراست. طبق این تجزیه و تحلیل، کشور ژاپن بزرگترین وارد کننده تکنولوژی‌های خارجی با تعداد بالای اخذ امتیاز شناخته شد، و سوئد بعد از کشور ژاپن بزرگترین امتیاز گیرنده محسوب شد.

فرنچایزینگ (Franchising)

فرنچایزینگ به عنوان یک شیوه ورود به بازارهای خارجی، شبیه به اعطای امتیاز می‌باشد. در یک قرارداد فرنچایز، امتیاز دهنده(Franchisor) به امتیاز گیرنده(Franchisee) حق استفاده از یک اختراع یا نوآوری(Patent)، نشان تجاری، فرمول محصول، نام شرکت یا هر چیز استراتژی‌های سرمایه‌گذاری فرمولی دیگر را واگذار می‌کند. علاوه بر امتیاز دهنده، کمک‌های عملیاتی و مدیریتی(نظیر مواد خام، تجهیزات، آموزش و منابع مالی) را نیز در اختیار امتیاز گیرنده قرار می‌دهد. از طرفی امتیازدهنده مبلغی معین و یا درصدی از فروش را به عنوان حق امتیاز دریافت می‌کند. از دهه ۱۹۴۰ نوع جدیدی از فرنچایزینگ به نام«فرنچایزینگ تجاری»به وجود آمد.

فرنچایزینگ تجاری که ابتدا در امریکا ایجاد شد، دربرگیرنده «ارتباط مداوم بین امتیاز دهنده و امتیاز گیردنده بود، که نه تنها شامل تبادل محصول، خدمت و نشان تجاری می‌شد، بلکه تمام جوانب تجارت و … برنامه استراتژی بازاریابی، کتابچه راهنمای استراتژی‌های سرمایه‌گذاری فرمولی عملیاتی و استانداردها، کنترل، کیفیت و تداوم در ارتباط متقابل را در بر می‌گرفت». بعد از رشد سریع در دهه ۱۹۵۰و۱۹۶۰ میلادی، امتیاز دهندگان امریکایی، عملیات بین المللی خود را به صورت همه جانبه در کشورهای کانادا، ژاپن، اروپا و آسیا تعمیم دادند. گسترش عملیات امتیاز دهندگان ایالات متحده امریکا در کشورهای دیگر، به علت اشباع بازار داخلی نبود، بلکه ظرفیت بالای بازارهای خارجی و تمایل امتیاز گیرندگان موجب تقویت این گسترش گشت. برای مثال، رستوران‌های مک دونالدوکنتاکی، با استفاده از روش فرنچایزینگ، عملیات خود را در بازارهای عمده جهان با موفقیت گسترش دادند.

تولید قراردادی (Contract Manufacturing)

یک شرکت طبق موافقت نامه تولید قراردادی می‌تواند به دو صورت عمل نماید:
۱)شرکت می‌تواند قطعات را در اختیار یک تولید کننده قراردهد، و تولید کننده آنها را مونتاژ نماید.
۲)شرکت می‌تواند مسئولیت ساخت کل محصول با مشخصات ویژه‌ای به تولید کننده واگذار نماید در هر دو صورت، مسئولیت بازاریابی محصولات برای شرکت محفوظ می‌ماند.

قرار داد مدیریتی (Management Contracting)
طبق قرارداد مدیریتی، یک شرکت تخصص‌های مدیریتی و دانش فنی را برای شرکت دیگر یا یک دولت فراهم می‌کند. اگر چه طبق این روش، تیم مدیریتی به عنوان مشاور انجام وظیفه می‌کند، اما ممکن است در فعالیت‌های عملیاتی نیزدرگیر شوند.

سرمایه گذاری مستقیم خارجی (Foreign Direct Investment)

شرکت‌ها به صورت فزاینده‌ای از «سرمایه گذاری مستقیم خارجی»جهت ورود به بازار کشور میزبان استفاده می‌کنند. معمولاً سرمایه گذاری مستقیم خارجی می‌تواند به دو صورت انجام شود:
الف)سرمایه گذاری مشترک(Joint Venture)
ب)تاسیس یک واحد با مالکیت کامل (Wholly –Owned Subsidiaries)

دریک سرمایه گذاری مشترک، دو یا چند شرکت، مشارکتی را به وجود می‌آورند و در مالکیت، ریسک، سود و کنترل شرکت جدید، به نسبت میزان سرمایه گذاری سهیم می‌شوند. سه نوع عمده سرمایه گذاری مشترک عبارتند از:

۱)سرمایه گذاری مشترک بین یک شرکت خارجی و یک شرکت خصوصی محلی
۲)سرمایه گذاری مشترک بین شرکت خارجی و دولت محلی
۳)سرمایه گذاری مشترک بین تعدادی از شرکت‌های خارجی بدون شریک محلی

شرکت هایی که در گذشته رقبای سرسختی برای یکدیگر محسوب می‌شدند، اکنون جهت ارتقای موقعیت رقابتی خود، ورود به بازارهای خارجی، کاهش هزینه و افزایش سرمایه، به سرمایه گذاری مشترک اقدام می‌کنند. برای مثال، رقبایی از قبیل شرکت «جنرال الکتریک»(غول صنعتی امریکایی)و شرکت «فانوک»(کارخانه بزرگ ژاپنی در صنایع الکترونیک)جهت ارتقای موقعیت رقابتی خود به سرمایه گذاری مشترک تحت عنوان «گروه اتوماسیون جی، ای، فانوک»اقدام کردند. «تاسیس یک واحد با مالکیت کامل»یعنی این که یک شرکت خارجی، مالکیت کامل یک شرکت تولیدی را به دست آورد و طبعاً تمام عملیات شرکت را نیز خود به دست خواهد گرفت. در این روش، شرکت مسئولیت تمام وظایف استراتژیک و عملیاتی را به عهده می‌گیرد، و به تنهایی تمام ریسک‌ها را می‌پذیرد، ومنحصراً از درآمدهای شرکت منتفع می‌شود.

پیمان‌های استراتژیک (Strategic Allinces)

پیمان‌های استراتژیک عبارتست از پیمان هایی که براساس آن، شرکت‌ها برای دست یافتن به توان رقابتی از منابع یکدیگر به طور مشترک استفاده کنند. برخلاف «سرمایه گذاری مشترک»که طبق آن شرکت‌ها برای ایجاد یک سازمان مستقل جدید، هر کدام سهمی از منابع را تامین می‌کنند، پیمان استراتژیک، شرکت جدیدی را به وجود نمی آورد، بلکه صرفاً به ارتقای سطح همکاری بین شرکت‌ها می‌انجامد. علت ایجاد پیمان‌های استراتژیک، تمایل شرکت‌ها به سهیم شدن در منابع تکنولوژی، تولید و بازاریابی می‌باشد. شرکت‌های «مایکروسافت»، «دیجیتال» پیمانی را به وجود آوردند، که در آن تلاش‌های مشترکی جهت طراحی نرم افزار صورت می‌گیرد. بیشترین پیمان‌های استراتژیک در میان شرکت‌های سه منطقه اقتصادی امریکای شمالی، اروپا و آسیای جنوب شرقی به وجود می‌آید.

استراتژی معاملاتی موفق چیست و چگونه آن را طراحی و ارزیابی کنیم؟

استراتژی معاملاتی موفق چیست و چگونه آن را طراحی و ارزیابی کنیم؟

فرقی نمی کند که شما در بازار بورس یا بازار فارکس تازه کار هستید یا یک معامله گر حرفه ای می باشید، در هر صورت برای موفقیت در بازارهای مالی به یک استراتژی معاملاتی موفق نیاز دارید؛ چرا که بدون استراتژی معاملاتی دیر یا زود با مشکل مواجه خواهید شد و ممکن است متضرر هم بشوید. به همین دلیل در این مقاله زند تریدرز نکات مهمی را در ارتباط با طراحی یک استراتژی معاملاتی موفق برای شما آورده است. لطفا همراه ما باشید.

استراتژی معاملاتی چیست؟

ممکن است بارها این اصطلاح را شنیده باشید اما دقیقا ندانید که منظور از داشتن استراتژی معاملاتی چیست؛ استراتژی‌های سرمایه‌گذاری فرمولی همه ی آنچه در یک استراتژی معاملاتی قرار می گیرید به شما کمک می کند تا به هدف اصلی خود برای سرمایه گذاری و معامله گری برسید و آن حفظ سرمایه شما و رسیدن به سود می باشد.

شما از طریق تدوین یک استراتژی معاملاتی می توانید در شرایط بحرانی بازار هم بهترین تصمیم گیری را برای خرید و فروش انجام دهید.

استراتژی معاملاتی موفق

استراتژی معاملاتی شامل فاکتورهایی است که عبارتند از :

  • تشخیص جهت کلی حرکت بازار
  • تعیین حدود سود و ضرر
  • تعیین تایم فریم کاری
  • داشتن برنامه برای مدیریت ریسک
  • و …

در ادامه این موارد را به اختصار توضیح خواهیم داد.

چرا به استراتژی معاملاتی نیاز داریم؟

هدف هر سرمایه گذار در بازارهای معاملاتی این است که به یک سرمایه گذار موفق تبدیل شود. همانطور که می دانید، بازار بورس یک بازار پر ریسک است و تصمیم گیری درست در شرایط مختلف بازار به این بستگی دارد که شما یک استراتژی معاملاتی مدون و مکتوب داشته باشید.

به این دلیل که در شرایط پر نوسان بازار بورس، روزهایی وجود دارد که جو بازار هیجانی است و در این شرایط تصمیم گیری برای خرید یا فروش بسیار سخت می شود. بنابراین لازم است که در مواقع این چنینی، معامله گران به استراتژی معاملاتی خود رجوع کنند و طبق آنچه تدوین نموده اند، تصمیم گیری صحیحی داشته باشند. بنابراین داشتن یک استراتژی معاملاتی موفق بسیار لازم و ضروری است.

چگونه یک استراتژی معاملاتی موفق طراحی کنیم؟

یک استراتژی معاملاتی موفق چند فاکتور اصلی دارد. با درک این فاکتورها شما می توانید یک استراتژی معاملاتی را به درستی طراحی کنید.

شما چه نوع معامله گری هستید؟

قبل از هر اقدامی لازم است مشخص کنید که شما چه نوع معامله گری هستید و با توجه به روحیات تان چه نوع معاملاتی را بیشتر مایلید که انجام دهید. به طور مثال معاملات اسکلپ، معاملات روزانه و کوتاه مدت، معاملات بلند مدت و … .

استراتژی معاملاتی چیست

تشخیص جهت کلی حرکت بازار

شما باید بتوانید تشخیص دهید که در زمان انجام معامله جهت حرکت بازار صعودی است یا نزولی. اینکه شما بتوانید روند حرکت بازار را تشخیص دهید، به شما کمک خواهد کرد که تصمیم گیری درستی داشته باشید که در آن موقعیت بازار، فروشنده باشید یا خریدار!

برای تعیین جهت حرکت کلی بازار و نقاط ورود بازار نیز نیاز به دانستن تحلیل فاندامنتال و تحلیل تکنیکال خواهید داشت.

تعیین حدود سود و ضرر معاملات

در واقع لازم است که قبل از اقدام به هر نوع معامله ای، میزان سود و ضرر معامله را مشخص کنید و با به دست آوردن نسبت سود به ضرر، به معامله وارد شوید. در این مورد لازم است که این نسبت به صرفه و عقلانی باشد.

در تعیین مقدار سود و ضرر در معاملات لازم است که هم در تعیین سود عقلانی فکر کنید و هم میزان ضرر حداقل میزان ممکن باشد.

مشخص کردن بازه زمانی یا تایم فریم

مشخص کردن بازه زمانی قانون خاصی ندارد و این کاملا به شما و شخصیت شما بستگی دارد. چنانچه جز آن دسته افرادی هستید که تمایل دارید در بازه زمانی کوتاه به سود برسید، می توانید در معاملات روزانه بازار شرکت کنید و به صورت ساعتی معاملات را زیر نظر داشته و اقدام کنید.

اما چنانچه شغل دیگری هم دارید و به انجام معاملات بلند مدت علاقه مند هستید می توانید بازه های زمانی 1 الی 3 ساله را هم برای رسیدن به سود مشخص کنید.

مدیریت ریسک

مدیریت ریسک یکی از مهم ترین فاکتورها در تدوین یک استراتژی معاملاتی موفق می باشد. به هر ترتیب در بازار بورس و سایر بازارهای معاملاتی، ریسک وجود دارد. این که شما بتوانید به درستی به مدیریت ریسک بپردازید، کمتر متضرر خواهید شد.

پس از این که استراتژی معاملاتی خود را طراحی کردید، به منظور حصول اطمینان از عملکرد صحیح آن می توانید آن را ارزیابی کنید. در ادامه شما را با اصول ارزیابی استراتژی معاملاتی آشنا خواهیم کرد. پس همچنان همراه ما باشید.

ارزیابی استراتژی معاملاتی

یک بخش بسیار مهم از معامله گری در فارکس این است که شما بتوانید استراتژی معاملاتی خود را ارزیابی کنید. به این ترتیب شما می توانید به میزان موفقیت نسبی استراتژی معاملاتی خود پی ببرید. مراحل ارزیابی این استراتژی را در این بخش توضیح داده ایم، این مطالب را با دقت مطالعه کنید.

جمع آوری داده های بازار

مهم ترین نکته این است که شما قبل از اقدام به بررسی عملکرد استراتژی خود، اطلاعات کافی از بازار در دست داشته باشید.

این اطلاعات می تواند مربوط به گذشته بازار باشد و یا انجام معاملاتی که اخیرا ثبت شده؛ اما در هر صورت لازم است که داده ها را به اندازه کافی جمع آوری کنید؛ هر چه اطلاعات بیشتری داشته باشید، نتایج ارزیابی شما دقیق تر به دست خواهد آمد.

آشنایی با استراتژی معاملاتی

تناوب کار در بازار

اگر معامله گری در بازار فارکس، شغل دوم شما می باشد پس باید مشخص کنید که هر چند وقت یکبار به بازار وارد می شوید. مثلا یک روز در هفته؟ تمام طول روز؟ کل هفته و … .

در حقیقت هر بار که شما به بازار وارد می شوید، ریسک مربوط به هر معامله را نیز می پذیرید و هر چه بیشتر در بازار حضور داشته باشید، احتمال اینکه سود یا ضرر داشته باشید افزایش پیدا می کند.

به همین دلیل مشخص کردن میزان حضور شما در بازار می تواند در ارزیابی استراتژی معاملاتی شما تاثیر بسیاری داشته باشد. پس از آن شما می توانید با استفاده از تعداد معاملاتی که انجام می دهید و تعداد روزهایی که در بازار حضور دارید، عدد تناوب خود را از طریق فرمول زیر به دست آورید.

تناوب معاملات روزانه = تعداد روزهای کاری / تعداد معاملات

محاسبه نسبت سود به ضرر

به دست آوردن نسبت سود به ضرر به شما کمک می کند تا بتوانید میزان معاملات موفقی که انجام داده اید را به دست آورید. این عدد را می توانید با استفاده از فرمول زیر و از طریق داده هایی که جمع آوری کرده اید به دست آورید.

نسبت سود به ضرر = مجموع معاملات ناموفق/ مجموع معاملات موفق

اگر این نسبت از 1 بیشتر شود به این معناست که معاملات موفق شما بیشتر از معاملات ناموفق تان بوده است؛ و اگر کمتر از 1 باشد برعکس.

محاسبه نسبت سود به ضرر موثر

برای اینکه بدانید در معاملات موفق خود چه میزان سود کرده اید، می توانید نسبت سود به ضرر موثر را محاسبه کنید. این نسبت نشان دهنده ی این است که در معاملات موفق نسبت به معاملات ناموفق چه میزان سود داشته اید.

نسبت سود به ضرر موثر = مجموع پیپ های از دست رفته / مجموع پیپ های بدست آمده

اگر این نسبت کمتر از 1 باشد به معنای این است که شما در حال از دست دادن سرمایه خود هستید. به این ترتیب شما می توانید با انجام این محاسبات و به دست آوردن این نسبت ها متوجه شوید که استراتژی معاملاتی شما تا چه میزان اثربخش است و کارآیی دارد و می تواند شما را در معاملاتی که انجام می دهید موفق کند.

کلام پایانی

اکنون می دانید که استراتژی معاملاتی چیست و به طور کلی می توان گفت برای طراحی یک استراتژی معاملاتی موفق ، نه تنها لازم است که از فاکتورهای تاثیرگذار در این استراتژی آگاه باشید، بلکه شما می توانید طبق روحیات و شخصیت خود، این استراتژی را مشخص کنید و معاملات خود را مطابق آن مدیریت کنید.

استراتژی‌های نوین سرمایه‌گذاری (۵) استراتژی حال و احوال

در ادامه یادداشت‌های پیشین در مورد استراتژی‌های نوین سرمایه‌گذاری در صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک، در این یادداشت استراتژی صندوق سرمایه‌گذاری Twitter fund را معرفی می‌کنیم. یکی از زیبایی‌های دانش مالی، گستردگی و تنوع نگاه‌ها در آن است.

در این یادداشت، در ادامه استراتژی‌های سرمایه‌گذاری در صندوق‌های مشترک، به استراتژی جالب «حال‌و‌احوال مردم» خواهیم پرداخت. توجه به چنین استراتژی‌هایی علاوه بر سودمندی مستقیم در استفاده از آنها، بینش خوبی نسبت به آنچه در دنیای مالی می‌گذرد به ما می‌دهد. اصولا مساله‌ اصلی در بازارهای مالی بسیار ساده است: فردا بازار مثبت خواهد بود یا منفی؟ اما اهمیت این سوال ساده و درگیری افراد متعدد در آن، باعث شده روش‌های مختلف و متنوعی برای پاسخ دادن به آن پیشنهاد شود. برخی دست به دامن ریاضیات شده اند و از پیچیده‌ترین مدل‌ها و ابزارهای ریاضی برای پیش‌بینی وضعیت بازار و روند آتی آن استفاده می‌کنند.

بعضی دیگر به سراغ بررسی وضعیت صنایع و شرکت‌های مختلف رفته‌اند و زیر و بم بازار محصولات تولیدی را برای پیش‌بینی قیمت آتی سهام مورد کنکاش قرار می‌دهند و عده ای به دنبال کشف اصول رفتاری و روانشناسی انسان‌ها در تصمیم‌گیری هستند تا با استفاده از آن، مکانیزم خرید و فروش دیگران را پیش‌بینی کنند و در نهایت پول بسازند! استراتژی مد نظر در این یادداشت در مورد اخیر (مالی‌رفتاری) طبقه‌بندی می‌شود. می‌دانیم واکنش به اخبار خوب یا بد تا حد زیادی تابع احساس و حال درونی افراد است. مثلا اگر فردی وضعیت روحی خوبی نداشته نباشد، احتمالا به یک خبر منفی حتي کم اهمیت، واکنش شدیدی نشان می‌دهد و دستور فروش صادر می‌کند. برعكس اگر کسی روز خوبی را آغاز کرده باشد، احتمالا هر خبر مثبت نسبی را بسیار جدی می‌گیرد. پس اگر بتوان حال و احوال کلی مردم در یک روز خاص را سنجید، می‌توان تا حدودی وضعیت بازار را پیش‌بینی کرد.

اما چگونه می‌توان از احوال مردم باخبر شد؟ شبکه‌های اجتماعی، به‌خصوص از نوع نوشتاری ابزار خوبی برای سنجش افکار و احوال مردم هستند. يكي از اين شبكه‌ها حدود ۲۰۰ میلیون عضو دارد که روزانه حدود ۱۰۰ میلیون پُست یا اظهار نظر در آن منتشر می‌کنند. محققان دانشگاه ایندیانا و منچستر در سال ۲۰۱۰ با استفاده از نرم‌افزارهایی، تعداد کلمات مرتبط با احساسات مثبت و منفی در اين شبكه را به صورت روزانه جمع‌آوری و با استفاده از آن حال عمومی مردم را اندازه گیری کرده‌اند و نشان داده‌اند احوال مردم پیش‌بینی کننده خوبی از استراتژی‌های سرمایه‌گذاری فرمولی وضعیت شاخص داو جونز است به طوری که در حدود ۸۸ درصد موارد، تغییر حال عمومی از خوب به بد و برعكس پیش‌بینی‌کننده تغییر جهت شاخص داو جونز بوده است.

چند ماه بعد از انتشار نتایج این تحقیق، شرکت سرمایه‌گذاری Derwent Capital Markets در لندن دست به کار شد و صندوقی با این استراتژی تاسیس کرد. این صندوق با به کارگیری متخصصان علوم کامپیوتر، الگوریتمی را توسعه داده است که با استفاده از اظهار نظرهای منتشر شده در اين شبكه، دستور خرید و یا فروش برای چند شاخص اصلی از جمله داوجونز را فراهم کند. به گفته مدیر صندوق، تنها نگرانی آنها، استفاده نکردن مردم از اين شبكه‌ها و به تعبیری بی‌خبر گذاشتن آنها از حال و احوالشان است!

[email protected] – مهدی حیدری
[email protected] – علی ابراهیم‌نژاد

استراتژی ورود بازاریابی بین الملل

استراتژی ورود بازاریابی بین الملل

تصمیمات اولیه در مورد نحوه و ورود به یک بازار، تصمیمات مدیریت استراتژیک تلقی می‌شوند. این تصمیمات با عنایت به جو کشور و توانایی‌های سازمان و موقعیت رقابتی صنعت اتخاذ می‌شوند. نحوه ورود به کشور هدف نه فقط با ملاحظه مرزهای قانونی کشور، بلکه با درک نقاط قوت و ضعف شرکت و شناخت قابلیت‌های آن صورت می‌گیرد. هریک از روشهای ورود، ویژگی‌های خاص خود را دارد، لذا با عنایت به دو عامل کلی فوق، روشی انتخاب می‌شود که، بتواند موفقیت رقابتی شرکت را تقویت کند. روش اتخاذ شده می‌تواند خود عاملی به عنوان مزیت رقابتی پایدار تلقی گردد.

معمولاً تصمیمات مذکور برای مدتی طولانی اتخاذ می‌شوند و تغییر سریع آن مقدور به صلاح شرکت نیست. نوع استراتژی‌ها ورود، با توفیق آتی شرکت ارتباط دارد، لذا بررسی عمیق اولیه، قبل از هر اقدام ضروری است. شرکت‌ها جهت ورود به بازار کشورهای میزبان می‌توانند از استراتژی‌های متفاوتی استفاده نمایند. بعضی از این استراتژی‌ها عبارتند از :

  • صادرات Exporting
  • اعطای امتیاز Licensing
  • فرنچایزینگ Francdising
  • قرار داد مدیریتی Msnagement Contract
  • تولید قراردادی Contract Manufacturing
  • سرمایه گذاری خارجی مستقیم Foreign Direct Investment
    الف)سرمایه گذاری مشترک Joint Ventures
    ب)تاسیس یک واحد با مالکیت کامل Wholly – Owned Subsidiary
  • پیمان‌های استراتژیک Strategic Alliance

صادرات (Exporting)

صادرات از زمان‌های قدیم متداول ترین روش ورود به بازار کشور میزبان بوده است. دولت‌ها معمولاً شرکت‌های خود را به صادرات تشویق می‌کنند به خاطر این که صادرات، میزان اشتغال را افزایش می‌دهد، رقابت را تشدید می‌کند و ارز حاصل می‌کند. شرکت‌های به دو روش می‌توانند به صادرات بپردازند:
۱)صادرات مستقیم Direct Export
۲)صادرات غیر مستقیم Indirect Export

هنگامی که یک شرکت کلیه فعالیت‌های ضروری جهت فروش محصولات خود را در کشورمیزبان به عهده می‌گیرد به«صاردات مستقیم» دست زده است. این فعالیت‌ها عباتند از :تعیین ظرفیت بازار، یافتن خریدار، تعیین کانال‌های توزیع و انجام امور اداری صادرات از قبیل، آماده سازی اسناد، اقدامات مربوط به حمل کالا و بیمه نمودن محموله. هنگامی که شرکت تمایل به «صادرات غیر مستقیم» داشته باشد. تمام این وظایف را به واسطه‌ای مانند یک «شرکت مدیریت صادرات»(E. M. C. ) واگذار می‌کند و شرکت مدیریت صادرات در قبال یک مبلغ معین یا حق العمل یا ترکیبی از هر دو، به صادرات محصول استراتژی‌های سرمایه‌گذاری فرمولی اقدام می‌کند. مطالعه کتاب بازاریابی صادرات مفید است.

اعطای امتیاز (Liecnsing)

گسترش سریع بازاریابی جهانی، اعطای امتیاز را به یکی از استراتژی‌های متداول ورود به بازار، تبدیل نموده است. «اعطای امتیاز»عبارت ست از پرداخت یک مبلغ معین به عنوان«حق الامتیاز»توسط امتیاز گیرنده، جهت اخذ حق استفاده از یک اختراع نوآوری، نشان تجاری، فرمول محصول، نام شرکت یا هر چیز با ارزش دیگر. به عبارت بهتر، اعطای امتیاز یعنی انتقال یک دارائی غیر مشهود از یک اعطا کننده امتیاز(Licensor)به یک گیرنده امتیاز(Lieensee) اکثریت اعطای امتیازها میان کشورهای توسعه یافته انجام می‌شود. تحلیل تطبیقی از چگونگی اعطای امتیاز شرکت‌های پنج کشور ایالات متحده امریکا، انگلستان، سوئد، آلمان وژاپن در سال ۱۹۷۵ نشان داد، که سه کشور انگلستان، آلمان و امریکا بیشترین تعداد امتیاز دهنده را دارا می‌باشند، وامریکا کمترین تعداد امتیاز گیرنده ار داراست. طبق این تجزیه و تحلیل، کشور ژاپن بزرگترین وارد کننده تکنولوژی‌های خارجی با تعداد بالای اخذ امتیاز شناخته شد، و سوئد بعد از کشور ژاپن بزرگترین امتیاز گیرنده محسوب شد.

فرنچایزینگ (Franchising)

فرنچایزینگ به عنوان یک شیوه ورود به بازارهای خارجی، شبیه به اعطای امتیاز می‌باشد. در یک قرارداد فرنچایز، امتیاز دهنده(Franchisor) به امتیاز گیرنده(Franchisee) حق استفاده از یک اختراع یا نوآوری(Patent)، نشان تجاری، فرمول محصول، نام شرکت یا هر چیز دیگر را واگذار می‌کند. علاوه بر امتیاز دهنده، کمک‌های عملیاتی و مدیریتی(نظیر مواد خام، تجهیزات، آموزش و منابع مالی) را نیز در اختیار امتیاز گیرنده قرار می‌دهد. از طرفی امتیازدهنده مبلغی معین و یا درصدی از فروش را به عنوان حق امتیاز دریافت می‌کند. از دهه ۱۹۴۰ نوع جدیدی از فرنچایزینگ به نام«فرنچایزینگ تجاری»به وجود آمد.

فرنچایزینگ تجاری که ابتدا در امریکا ایجاد شد، دربرگیرنده «ارتباط مداوم بین امتیاز دهنده و امتیاز گیردنده بود، که نه تنها شامل تبادل محصول، خدمت و نشان تجاری می‌شد، بلکه تمام جوانب تجارت و … برنامه استراتژی بازاریابی، کتابچه راهنمای عملیاتی و استانداردها، کنترل، کیفیت و تداوم در ارتباط متقابل را در بر می‌گرفت». بعد از رشد سریع در دهه ۱۹۵۰و۱۹۶۰ میلادی، امتیاز دهندگان امریکایی، عملیات بین المللی خود را به صورت همه جانبه در کشورهای کانادا، ژاپن، اروپا و آسیا تعمیم دادند. گسترش عملیات امتیاز دهندگان ایالات متحده امریکا در کشورهای دیگر، به علت اشباع بازار داخلی نبود، بلکه ظرفیت بالای بازارهای خارجی و تمایل امتیاز گیرندگان موجب تقویت این گسترش گشت. برای مثال، رستوران‌های مک دونالدوکنتاکی، با استفاده از روش فرنچایزینگ، عملیات خود را در بازارهای عمده جهان با موفقیت گسترش دادند.

تولید قراردادی (Contract Manufacturing)

یک شرکت طبق موافقت نامه تولید قراردادی می‌تواند به دو صورت عمل نماید:
۱)شرکت می‌تواند قطعات را در اختیار یک تولید کننده قراردهد، و تولید کننده آنها را مونتاژ نماید.
۲)شرکت می‌تواند مسئولیت ساخت کل محصول با مشخصات ویژه‌ای به تولید کننده واگذار نماید در هر دو صورت، مسئولیت بازاریابی محصولات برای شرکت محفوظ می‌ماند.

قرار داد مدیریتی (Management Contracting)
طبق قرارداد مدیریتی، یک شرکت تخصص‌های مدیریتی و دانش فنی را برای شرکت دیگر یا یک دولت فراهم می‌کند. اگر چه طبق این روش، تیم مدیریتی به عنوان مشاور انجام وظیفه می‌کند، اما ممکن است در فعالیت‌های عملیاتی نیزدرگیر شوند.

سرمایه گذاری مستقیم خارجی (Foreign Direct Investment)

شرکت‌ها به صورت فزاینده‌ای از «سرمایه گذاری مستقیم خارجی»جهت ورود به بازار کشور میزبان استفاده می‌کنند. معمولاً سرمایه گذاری مستقیم خارجی می‌تواند به دو صورت انجام شود:
الف)سرمایه گذاری مشترک(Joint Venture)
ب)تاسیس یک واحد با مالکیت کامل (Wholly –Owned Subsidiaries)

دریک سرمایه گذاری مشترک، دو یا چند شرکت، مشارکتی را به وجود می‌آورند و در مالکیت، ریسک، سود و کنترل شرکت جدید، به نسبت میزان سرمایه گذاری سهیم می‌شوند. سه نوع عمده سرمایه گذاری مشترک عبارتند از:

۱)سرمایه گذاری مشترک بین یک شرکت خارجی و یک شرکت خصوصی محلی
۲)سرمایه گذاری مشترک بین شرکت خارجی و دولت محلی
۳)سرمایه گذاری مشترک بین تعدادی از شرکت‌های خارجی بدون شریک محلی

شرکت هایی که در گذشته رقبای سرسختی برای یکدیگر محسوب می‌شدند، اکنون جهت ارتقای موقعیت رقابتی خود، ورود به بازارهای خارجی، کاهش هزینه و افزایش سرمایه، به سرمایه گذاری مشترک اقدام می‌کنند. برای مثال، رقبایی از قبیل شرکت «جنرال الکتریک»(غول صنعتی امریکایی)و شرکت «فانوک»(کارخانه بزرگ ژاپنی در صنایع الکترونیک)جهت ارتقای موقعیت رقابتی خود به سرمایه گذاری مشترک تحت عنوان «گروه اتوماسیون جی، ای، فانوک»اقدام کردند. «تاسیس یک واحد با مالکیت کامل»یعنی این که یک شرکت خارجی، مالکیت کامل یک شرکت تولیدی را به دست آورد و طبعاً تمام عملیات شرکت را نیز خود به دست خواهد گرفت. در این روش، شرکت مسئولیت تمام وظایف استراتژیک و عملیاتی را به عهده می‌گیرد، و به تنهایی تمام ریسک‌ها را می‌پذیرد، ومنحصراً از درآمدهای شرکت منتفع می‌شود.

پیمان‌های استراتژیک (Strategic Allinces)

پیمان‌های استراتژیک عبارتست از پیمان هایی که براساس آن، شرکت‌ها برای دست یافتن به توان رقابتی از منابع یکدیگر به طور مشترک استفاده کنند. برخلاف «سرمایه گذاری مشترک»که طبق آن شرکت‌ها برای ایجاد یک سازمان مستقل جدید، هر کدام سهمی از منابع را تامین می‌کنند، پیمان استراتژیک، شرکت جدیدی را به وجود نمی آورد، بلکه صرفاً به ارتقای سطح همکاری بین شرکت‌ها می‌انجامد. علت ایجاد پیمان‌های استراتژیک، تمایل شرکت‌ها به سهیم شدن در منابع تکنولوژی، تولید و بازاریابی می‌باشد. شرکت‌های «مایکروسافت»، «دیجیتال» پیمانی را به وجود آوردند، که در آن تلاش‌های مشترکی جهت طراحی نرم افزار صورت می‌گیرد. بیشترین پیمان‌های استراتژیک در میان شرکت‌های سه منطقه اقتصادی امریکای شمالی، اروپا و آسیای جنوب شرقی به وجود می‌آید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.