سود و زیان خود را محاسبه کنیم


سود و زیان چگونه محاسبه می شود؟ (با مثالها)

سود به عنوان نتیجه کل درآمد منهای کل هزینه تعریف می شود ، بنابراین مقدار پولی است که یک شرکت در طول یک دوره حسابداری معین "می کند".

هرچه سود بیشتری بدست آورید بهتر است ، زیرا سود می تواند در تجارت سرمایه گذاری مجدد کند یا توسط صاحبان آن حفظ شود. از طرف دیگر ، اگر سود منفی باشد ، به عنوان ضرر محسوب می شود.

توانایی در تعیین دقیق سود و زیان یک تجارت ضروری است تا بتوانید در مورد سلامت مالی آن قضاوت کنید. همچنین می تواند به تصمیم گیری در مورد ارزیابی کالاها و خدمات ، نحوه پرداخت حقوق کارمندان و غیره کمک کند.

سود یک شرکت در صورت سود و زیان در سه سطح محاسبه می شود. این کار با سود ناخالص شروع می شود ، تا رسیدن به کاملترین و سود خالص. بین این دو سود عملیاتی است.

این سه سطح حاشیه سود متناظر خود را دارند سود و زیان خود را محاسبه کنیم که با تقسیم سود بر درآمد و ضرب آن در 100 محاسبه می شوند.

محاسبه سود و زیان

درآمد کل را محاسبه کنید

برای یافتن سود تجارت ، باید کار خود را با اضافه کردن تمام پول کسب شده در یک بازه زمانی سود و زیان خود را محاسبه کنیم مشخص شروع کنید.

کل فروش کالاها یا خدمات توسط شرکت برای دوره مورد نظر اضافه می شود. این می تواند از منابع مختلفی مانند محصولات فروخته شده ، خدمات ارائه شده ، پرداخت عضویت یا در مورد سازمان های دولتی ، مالیات ، هزینه ها و غیره حاصل شود.

درک روند محاسبه سود یک شرکت با پیروی از این مثال آسان تر است. یک کار کوچک انتشاراتی باشید. در ماه گذشته کتابهایی به ارزش 20 هزار دلار به خرده فروشان منطقه فروخته شد.

حقوق یکی از دارایی های معنوی نیز به قیمت 7000 دلار فروخته شد و 3000 دلار از خرده فروشان ، به عنوان کتاب تبلیغاتی به عنوان کتاب تبلیغاتی دریافت کرد.

اگر اینها نشان دهنده همه منابع درآمد باشد ، می توان گفت که کل درآمد $ 20،000 + 7،000 $ + 3000 دلار است که برابر با 30،000 $ است.

کل هزینه ها را محاسبه کنید

به طور کلی ، کل هزینه های یک شرکت به معنای کل پولی است که شرکت در دوره حسابداری تجزیه و تحلیل شده هزینه می کند.

در مثال ، بیایید بگوییم این تجارت در کل ماهانه 30000 دلار درآمد کسب کرد. در این حالت ، 13000 دلار به عنوان ارزش کل هزینه استفاده می شود.

هزینه های کل را از کل درآمد کم کنید

پس از یافتن مقادیر کل درآمد و هزینه شرکت ، محاسبه سود کار دشواری نیست. هزینه ها به سادگی از درآمد کم می شود.

ارزش به دست آمده برای سود مشاغل نشان دهنده میزان پولی است که در مدت زمان مشخص شده بدست آمده یا از بین رفته است.

در مثال ، از آنجا که ارقام درآمد و هزینه را داریم ، هزینه ها از درآمد کم می شوند و بدین ترتیب: 30،000 - 13،000 $ = 17،000 دلار سود.

ضرر به عنوان سود منفی

اگر کسب و کار سود منفی ایجاد کند ، به این معنی است که تجارت بیش از درآمد خود را در دوره زمانی مشخص خرج کرده است.

به جای اینکه بگوییم یک شرکت سود منفی کسب کرده است ، اغلب گفته می شود که یک شرکت با ضرر خالص کار کرده است.

این چیزی است که باید از آن اجتناب شود. با این حال ، هنگامی که یک تجارت شروع می شود ، گاهی سود و زیان خود را محاسبه کنیم سود و زیان خود را محاسبه کنیم اجتناب ناپذیر است.در صورت ضرر ، ممکن است یک شرکت مجبور شود هزینه های عملیاتی خود را با وام پرداخت کند یا سرمایه اضافی را از سرمایه گذاران دریافت کند.

ضرر خالص به معنای وخیم بودن مشاغل نیست ، اگرچه ممکن است چنین باشد. غیر معمول نیست که شرکتها متحمل ضررهای یکبار مصرف استارت ، خرید دفاتر ، تاسیس نام تجاری و . شوند تا سودآور شوند.

به عنوان مثال ، به مدت 9 سال (1994-2003) بازاریاب اینترنتی Amazon.com قبل از شروع سود ، ضرر کرد.

سه سطح سودمندی

محاسبه سود ناخالص

سود ناخالص به عنوان کلیه درآمد باقیمانده پس از محاسبه هزینه کالاهای فروخته شده تعریف می شود. این هزینه ها فقط شامل هزینه های مستقیماً مرتبط با تولید اقلام فروش می شود.

سود ناخالص = فروش - هزینه کالاهای فروخته شده.

برای درک سود ناخالص ، دانستن تمایز بین هزینه های ثابت و متغیر مهم است.

هزینه های متغیر هزینه هایی هستند که با توجه به مقدار محصول تولید شده متفاوت بوده سود و زیان خود را محاسبه کنیم و به عنوان نتیجه مستقیم تولید محصول متحمل می شوند. آنها شامل مواد ، کار مستقیم ، بار و غیره هستند.

از طرف دیگر ، هزینه های ثابت به طور کلی ماهیتی ثابت دارند. این موارد عبارتند از: هزینه های دفتر ، حقوق کارمندان دفتر ، هزینه های فروش ، بیمه ، اجاره و غیره.

هزینه های متغیر به عنوان هزینه کالاهای فروخته شده ثبت می شود. از طرف دیگر ، هزینه های ثابت به عنوان هزینه های عملیاتی ثبت می شود که به آنها هزینه های اداری و فروش نیز گفته می شود.

محاسبه سود عملیاتی

سود عملیاتی تمام هزینه های عمومی ، عملیاتی ، اداری و فروش لازم برای فعالیت روزمره را در نظر می گیرد.

سود عملیاتی = سود ناخالص - هزینه های عملیاتی ، اداری و فروش.

محاسبه سود خالص

این پایین ترین میزان ، درآمد خالص است که منعکس کننده میزان درآمد باقیمانده پس از محاسبه کلیه هزینه ها و جریان های درآمد است.

پرداخت بدهی ، مالیات ، هزینه های یکبار مصرف و هرگونه درآمد حاصل از سرمایه گذاری ها یا عملیات ثانویه از سود عملیاتی کم می شود.

مثال ها

مثال 1

برای سال مالی منتهی به اکتبر 2016 ، شرکت استارباکس درآمد 21.32 میلیارد دلاری را ثبت کرد. سود ناخالص و سود عملیاتی به ترتیب به ترتیب 12.8 و 4.17 میلیارد دلار رسیده اند.

درآمد خالص سال 2.82 میلیارد دلار است. حاشیه سود استارباکس به شرح زیر محاسبه می شود:

حاشیه سود ناخالص = (12.8 میلیارد دلار / 21.32 میلیارد دلار) x 100 = 60.07 درصد.

حاشیه سود عملیاتی = (4.17 میلیارد دلار / 21.32 میلیارد دلار) x 100 = 19.57 درصد.

حاشیه سود خالص = (2.82 میلیارد دلار / 21.32 میلیارد دلار) x 100 = 13.22 درصد.

حاشیه سود ناخالص و عملیاتی سالم استارباکس را قادر می سازد ضمن رعایت سایر تعهدات مالی خود ، سود مناسب را نیز حفظ کند.

مثال 2

بیایید به سود ناخالص ABC Clothing به عنوان مثالی برای محاسبه حاشیه سود ناخالص نگاه کنیم.

در سال 1 ، فروش 1 میلیون دلار و سود ناخالص 250،000 دلار بود و در نتیجه حاشیه سود ناخالص 25٪ (250،000 $ / 1 میلیون دلار) بود.

در سال 2 ، فروش 1.5 میلیون دلار و سود ناخالص 450 هزار دلار بود و در نتیجه حاشیه سود ناخالص 30 درصد (450 هزار دلار / 1.5 میلیون دلار) بود.

واضح است که ABC Clothing در سال 2 نه تنها درآمد بیشتری از سود ناخالص کسب کرده ، بلکه حاشیه سود ناخالص بیشتری نیز داشته است.

بهترین روش برای محاسبه سود معاملات، محاسبه نسبت ریسک به ریوارد

اکثر معامله گران و فعالین بازار فارکس از درصد بازدهی، پیپ یا سود دلاری برای ارزیابی عملکرد معاملات خود استفاده می‌کنند. به طور مثال شاید معامله‌گری ادعا کند که معاملات او در یک هفته ۱۰۰ پیپ و یا ۲۰۰ دلار و یا ۳۰ درصد بازدهی داشته داشت. شاید چنین ادعاهایی برای جذب سرمایه‌گذار مناسب باشد، اما اگر شما به سود و زیان خود را محاسبه کنیم سود و زیان خود را محاسبه کنیم دنبال تبدیل شدن به یک معامله گر حرفه‌ای و موفق هستید، توصیه ما این است که از نسبت ریسک به ریوارد برای ارزیابی عملکرد معاملاتی خود استفاده کنید. در این روش سؤال اصلی این است که شما با یک دلار ریسک کردن، چند دلار سود کسب کرده‌اید؟
اکثر معامله گران با نسبت ریسک به ریوارد آشنا هستند. محاسبه نسبت ریسک به ریوارد خیلی ساده است. تنها کافی است سود به‌دست‌آمده را بر میزان ریسک معامله تقسیم کنید. معمولاً این نسبت را با حرف انگلیسی R نشان می‌دهند. وقتی شما با سیگنالی مانند پین بار وارد بازار می‌شوید، ریسک معامله شما همان حد ضرر معامله است که در زیر یا بالای پین بار قرار می‌گیرد. سود یا ریوارد معامله هم محل بسته شدن معامله در محدوده سوددهی است. به طور مثال شما با پین باری وارد معامله خرید می‌شوید، ریسک شما اندازه حد ضرر (پیپ یا دلار) و ریوارد هم حد سود معامله است که باز می‌تواند با پیپ یا دلار محاسبه شود. از آنجایی که R یک نسبت است، واحدی ندارد.

نسبت ریسک به ریوارد

اگر معامله در ۱۲۴۹ دلار بسته شود، یعنی به ازای هر یک دلار ریسک، ۳ دلار سود بدست آمده است

فرض کنید در معامله‌ای شما ۵۰ پیپ سود کرده‌اید، درحالی‌که حد ضرر شما برای معامله تنها ۲۵ پیپ بوده است. اگر ۵۰ را تقسیم بر ۲۵ پیپ کنید، R برابر ۲ خواهد بود. یعنی شما به ازای هر دلاری که ریسک می‌کنید، دو دلار سود می‌کنید. اما ارزیابی عملکرد معاملات به این روش چه مزیتی دارد؟ برای معامله‌گرانی که در حال یادگیری حرفه فارکس هستند، میزان پیپ یا بازدهی معاملات نمی‌تواند معیار مناسبی باشد. در واقع اگر معامله‌گری به فکر سود باشد، یعنی وارد بازار کار شده و دیگر نیازی به یادگیری و تمرین ندارد. یا شاید شما در اکثر معاملات با ضرر از بازار خارج شده‌اید، اما در آخرین معامله خود با سود نسبتاً زیادی معامله را بسته‌اید. اگر میزان سود نهایی حساب را ملاک قرار دهید، شاید بازدهی شما ۳۰ درصد و یا مثلاً ۱۰۰ پیپ بوده باشد. اما آیا چنین ارزیابی از عملکرد معاملاتی کار درستی است؟ معامله گران تازه‌کار بهتر است که در ابتدای فعالیت خود بیشتر به نسبت ریسک به ریوارد معاملات توجه کنند تا سود به‌دست‌آمده.
تغییرات R یا نسبت ریسک به ریوارد معامله گر در یک دوره زمانی می‌تواند تصویر بهتری از عملکرد معاملاتی او را به نمایش بگذارد. شما می‌توانید جدول ساده‌ای را برای معاملات خود بسازید و حداقل ۲۰ معامله آخر خود را ارزیابی کنید. شاید در معامله‌ای نسبت ریسک به ریوارد شما ۲ و در معامله دیگری ۳ باشد. در معاملاتی که حد ضرر فعال شده عدد یک را در داخل پرانتز بگذارید. در انتها تمامی معاملاتی که با سود بسته شده‌اند را با هم جمع کنید و بر تعداد سود و زیان خود را محاسبه کنیم معاملاتی که با ضرر بسته شده‌اند تقسیم کنید. عدد به‌دست‌آمده عملکرد کلی شما در بازار خواهد بود.

جدول ثبت نسبت ریسک به ریوارد

جدول ثبت نسبت ریسک به ریوارد

در مثال بالا مجموع معاملاتی که با سود بسته شده‌اند برابر ۳۳R و مجموع معاملاتی که با ضرر بسته شده‌اند برابر ۱۱R است. توجه داشته باشید که معاملات زیان ده داخل پرانتز قرار گرفته‌اند. اگر ۳۳ را بر ۱۱ تقسیم کنید، نسبت ریسک به ریوارد کل معاملات شما ۳ خواهد بود، یعنی شما به ازای هر دلاری که ریسک کرده‌اید، ۳ دلار سود به دست آورده‌اید.

نسبت قیمت به درآمد یا سود هر سهم (P/E) چیست و چه کابردی در تحلیل دارد

نسبت قیمت به درآمد (سود هر سهم) یکی از نسبت‌های مشهور در ارزیابی ارزش یک بنگاه تجاری در سطح خرد و صنعت در سطح کلان می‌باشد. این نسبت توسط یک تحلیل‌گر مشهور و یکی از مشاوران «وارن بافت» به نام «بنجامین گراهام» به صورت گسترده‌ای توسعه یافت.

«گراهام» متولد سال ۱۸۹۴ در لندن بود و خانواده او از همان دوران کودکی وی به ایالات متحده مهاجرت کردند. آنها در نتیجه بحران کوتاه‌مدت بانکی سال ۱۹۰۷ کل پس‌انداز خود را از دست دادند. «گراهام» به همراه یکی از دوستانش به نام «دیوید داد» و با همکاری «اروینگ کان» در سال ۱۹۳۴ کتابی نوشت به نام «تجزیه و تحلیل اوراق بهادار» که شهرت جهانی پیدا کرد. مفاهیمی از قبیل «ارزش ذاتی» و «حاشیه امن» برای اولین بار در این کتاب معرفی شدند و اکنون به وفور در تحلیل فاندامنتال بنگاه‌ها و صنایع مورد استفاده قرار می‌گیرند.

«گراهام» کتاب مشهور دیگری دارد به نام «سرمایه‌گذار خبره» که این کتاب نیز اکنون به عنوان یک کتاب بنیادی در بین فعالان بازارهای مالی شناخته می‌شود.

محاسبه و کاربرد مفهومی P/E

محاسبه نسبت P/E تقریبا بسیار ساده است اما تجزیه و تحلیل و تفسیر آن دارای پیچیدگی‌های خاصی است و به مانند «سود هر سهم» یا EPS یکی از مشهورترین محاسبات تحلیل فاندامنتال به شمار می‌شود. این نسبت به سادگی از تقسیم قیمت هر سهم به سود هر سهم محاسبه می‌شود اما تفسیرهای متفاوتی از آن می‌شود و گاها نیز برای محاسبه ارزش واقعی یا ذاتی هر سهم شرکت مورد استفاده قرار می‌گیرد.

P/E = قیمت هر سهم / سود هر سهم

اگر قیمت سهم شرکتی برابر ۵۰۰ تومان باشد و این شرکت سود هر سهم سالانه ۱۰۰ تومانی را اعلام کرده است، نسبت قیمت به درآمد یا سود هر سهم شرکت برابر ۵ خواهد بود. این عدد بدین معناست که سرمایه‌گذار حاضر است به هر ازای هر تومان سود شرکت ۵ تومان بپردازد. در برخی تحلیل‌‌ها گاها دیده شده که عدد ۵ را به این صورت تفسیر می‌کنند که ۵ سال زمان می‌برد که سرمایه‌گذار بتواند از محل درآمد (یا سود) سرمایه‌گذاری خود کل سرمایه خود را بازیابی کند.

به همین دلیل است که این نسبت در واقع ما را به آینده ارجاع می‌دهد، یعنی سرمایه‌گذاران بر اساس آینده در زمان حاضر اقدام به سرمایه‌گذاری می‌کنند. اساسا کل سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی مبتنی بر انتظارات آینده و میزان بازدهی است که قرار است در آینده کسب کنند. این نسبت نیز یکی از نسبت‌های مشهوری است که میزان بازدهی سرمایه‌گذاری در آینده را به طور نسبی نشان می‌دهد.

همچنین گاهی اوقات تحلیل‌گران نسبت «قیمت به درآمد» را با روش‌های دیگری محاسبه می‌کنند که ممکن است نتیجه آن با نسبت قیمت به درآمد بازار متفاوت باشد. این P/E برآوردی جنبه مقایسه‌ای دارد و می‌تواند در ارزش‌گذاری سهام شرکت مورد استفاده قرار بگیرد. به عنوان مثال اگر برآورد P/E در مقایسه با P/E بازار که از طریق قیمت روی تابلوی بازار به دست آمده است بیشتر باشد، با توجه به اینکه سود هر سهم شرکت در طول سال ثابت است نشان می‌دهد که قیمت باید افزایش یابد تا P/E بازار با P/E برآوردی یکسان شود. این در حالت کلی به معنای ارزنده بودن یک سهم است چرا که هنوز ظرفیت افزایش قیمت بر اساس محاسبات انجام شده وجود دارد. به تعبیری در اینجا می‌توان گفت سهم Undervalue است یعنی پایین‌تر از ارزش واقعی آن در حال معامله است. برعکس آن نیز صادق است و اگر P/E برآوردی نسبت به P/E بازار کمتر باشد به معنای این است که سهم Overvalue شده است و دیگر ارزش خرید ندارد.

همچنین تحلیل‌گران گاهی اوقات از طریق P/E اقدام به ارزش‌گذاری سهم یک شرکت می‌کنند تا بفهمند که اساسا شرکت با این قیمت روی تابلو برای سرمایه‌گذاری ارزنده است یا خیر. تحلیل‌گران با استفاده از روش‌های محاسباتی خاص خود P/E برآوردی را به دست می‌آورند و سپس آن را در سود هر سهم شرکت ضرب می‌کنند. نتیجه به دست آمده در واقع قیمت یا ارزش هر سهم شرکت است. سپس این قیمت را که ارزش واقعی شرکت را نشان می‌دهد با قیمت روی تابلو یعنی قیمتی که سهم این شرکت در حال معامله است مقایسه می‌کنند. اگر قیمت برآوردی از قیمت روی تابلو بیشتر بود به معنای ارزنده بودن شرکت و اگر کمتر بود به معنای غیرارزنده بودن شرکت برای سرمایه‌گذاری است.

در حالت کلی این نسبت یک نسبت تفسیری است. دلیلی که تحلیل‌گران خود اقدام به محاسبه این نسبت می‌کنند دیدگاه آنها نسبت به روش‌های حسابداری تحلیل‌گران خود شرکت در محاسبه سود هر سهم است. آنها بر این عقیده هستند که روش‌های مورد استفاده دقیق نیست و لذا خود اقدام به محاسبه این نسبت می‌کنند و سپس آن را مورد مقایسه قرار می‌دهند. به همین دلیل است که نتایجی که این نسبت ارائه می‌دهد کاملا غیرقطعی است و انتظارات بازار که در این نسبت وجود دارد کاملا تئوریک است و ممکن است انتظارات بازار بر اساس برآوردهای تحلیل‌گران حرکت نکند.

مفهوم بالا و پایین بودن P/E

بالا و پایین بودن P/E یک بنگاه تجاری یا یک صنعت نیز کاملا نسبی است و هیچ تحلیل‌گری نمی‌تواند حد و حدودی قطعی در قالب یک رقم تعیین‌شده برای این نسبت مشخص کند. در حالت کلی چنین تفسیر می‌شود که اگر P/E یک بنگاه یا صنعت بالا باشد انتظار می‌رود در آینده سود هر سهم شرکت افزایش پیدا کند یا اینکه قیمت سهم کاهش یابد تا به حالت تعادل برسد. برعکس آن نیز صحیح است یعنی اگر P/E یک شرکت پایین باشد به معنای این است که یا سود هر سهم شرکت در آینده باید کاهش پیدا کند یا اینکه قیمت سهم افزایش پیدا کند تا این نسبت به وضعیت تعادل برسد.

اما اینکه وضعیت تعادلی این سود و زیان خود را محاسبه کنیم نسبت در چه نقطه‌ای قرار می‌گیرد بستگی به فاکتورهای اقتصادی و تاریخ شرکت یا صنعت دارد. فاکتورهایی از قبیل نرخ رشد سودآوری شرکت و نرخ رشد قیمت سهام این شرکت و سایر فاکتورهای اقتصادی دخیل در ارزش شرکت باعث شده‌اند یک نرخ P/E میانگین برای هر بنگاه یا صنعت ایجاد شود. تحلیل‌گران با توجه به این نرخ میانگین و محدوده تعادلی، بالا و پایین بودن این نسبت را در مقایسه با این میانگین در نظر می‌گیرند.

به عنوان مثال میانگین P/E برای شاخص «اس اند پی ۵۰۰» آمریکا از ۴٫۷۸ در تاریخ دسامبر ۱۹۲۰ تا ۴۴٫۲۰ در تاریخ دسامبر ۱۹۹۹ نوسان داشته است. بنابراین به استثنای برخی دوره‌های کوتاه در بازه زمانی ۱۹۲۰ تا ۱۹۹۹ نرخ P/E عمدتا بین محدوده ۱۰ تا ۲۰ نوسان داشته است. میانگین P/E بازار سهام آمریکا از سال ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۵ حدود ۱۴ بوده است. بنابراین P/E میانگین بازارها بر اساس نرخ رشد انتظاری سود، ثبات نرخ انتظاری رشد سود، تورم انتظاری و بازدهی سرمایه‌گذاری در بازارهای رقیب متفاوت است.

نکته دیگری که ذکر آن در اینجا اهمیت دارد این است که در شرکت‌های زیان‌ده که زیان هر سهم را گزارش می‌کنند اساسا محاسبه نسبت P/E محلی از اعراب ندارد.

محاسبه سود و زیان در صنعت گلخانه

در صنعت گلخانه پیرامون مبحث مهم محاسبه سود و زیان، ابتدا باید توضیح دهیم: در هر نوع فعالیت اقتصادی جهت مشخص شدن سود یا ضرر می بایست مبلغ هزینه کرد را از درآمد حاصله کم کنیم و در صورت مثبت بودن عدد سود برده و در صورت منفی بودن عدد، ضرر کرده اید. در موارد زیادی به علت آشنا نبودن به محاسبه هزینه کرد یا برآورد غلط درآمد، فرد تصور واهی سود بردن را دارد. لذا واجب است فعالان اقتصادی و علی الخصوص تولید کنندگان با انواع هزینه ها (شامل هزینه ثابت و جاری و استهلاک) آشنا شوند.

اهمیت گلخانه برای تولید اقتصادی

هزینه های ثابت در گلخانه داری

1- هزینه های ثابت: در فعالیت تولیدی گلخانه هزینه های ثابت شامل قیمت تمام شده سازه و تجهیزات و ابزار و ساختمان های دائم است. ممکن است تولید کننده جهت مدیریت مالی، اولویت بندی استفاده و ساخت بعضی تجهیزات اساسی و ساختمان ها را به تاخیر بیاندازد ولی هیچگاه نباید این مورد را در رابطه با سازه گلخانه انجام دهد زیرا در طول دوره فعالیت نمی توان تغییر اساسی در سازه اجرا کرد و اجرای ناقص آن شاید هزینه ثابت را کم کند ولی به شدت در بخش تولید و درآمد اثر منفی از خود برجای خواهد گذاشت.

هزینه های جاری در تولیدات سود و زیان خود را محاسبه کنیم گلخانه ای

2- هزینه های جاری: در گلخانه ها شاید بنا به شرایط منطقه ای و نوع کشت، ریز هزینه های جاری تفاوت داشته باشد ولی موارد کلی شامل هزینه پایه ها و بذر گیاه، سوخت، نهاده هایی چون سم و کود، دستمزد نیروی کارگری و هزینه کارشناسی و مدیریت می باشد. متاسفانه اکثرا مشاهده میشود که بهره بردار برای خود به عنوان مدیر دستمزدی قائل نمی شود و یا کارشناسی را حذف میکند که این مورد مخصوصا در گلخانه های کوچک بسیار مشاهده می شود. گاها هزینه های مدیریت و کارشناسی در یک گلخانه موفق معادل هزینه های نیروی کار می باشد و نشان از اهمیت این مورد دارد.

هزینه های استهلاک در گلخانه

3- هزینه استهلاک: در گلخانه موارد متنوع و گوناگون از استهلاک را داریم و به طور کلی به سه نوع تقسیم میشوند:

زمان استهلاک سازه را در محاسبات معولا 15 الی 20 سال در نظر می گیرند. برای محاسبه استهلاک سالانه سازه باید هزینه خرید و نصب سازه بدون پوشش را به زمان استهلاک تقسیم کرد. همچنین در رابطه با محاسبه هزینه استهلاک پوشش گلخانه ، هزینه خرید و نصب آن را به زمان استهلاک که معمولا باید 4 سال باشد تقسیم میکنیم. در رابطه با محاسبه استهلاک تجهیزات: در صورت خرید تجهیزات با کیفیت و استفاده اصولی، لحاظ کردن استهلاک 10ساله منطقی به نظر میرسد و هزینه های خرید و نصب آنها را به عدد 10 تقسیم باید کرد. در رابطه با ابزار: نسبت به موارد فوق هزینه ها آنچنان پایین است که میتوان آنها را در نظر نگرفت. نهایتا با جمع اعداد بدست آمده استهلاک سالانه را محاسبه می کنیم.

بدین صورت با روش درست و اصولی می توان سود و زیان در صنعت گلخانه را محاسبه کرده و برای ادامه راه تصمیمات منطقی گرفت. همانطور که در این مقاله اشاره شد کیفیت سازه و تجهیزات مورد استفاده عامل موثر و تعیین کننده در سود و زیان نهایی خواهند بود. بنابراین همواره باید به دنبال تهیه و استفاده از تجهیزات با کیفیت بالا و گارانتی تخصصی برای استفاده در گلخانه خود باشیم.

تیداپارس تولید و صادرکننده ماشین های تخصصی گلخانه تمامی تولیدات خود را همراه با گارانتی تخصصی و خدمات پس از فروش ارائه می دهد.

جهت اطلاع از قیمت دستگاه بذرزن سینی نشا (سیدر) تیداپارس و خرید مستقیم آن به صورت نقد و اقساط با مشاوران و مدیران فروش ما در تماس باشید.

واحد مشاوره و فروش
تلفن همراه: 9-09904823436
تلفن ثابت: 4-34209120–026 و 3-3409007 -026

ما را در شبکه های اجتماعی با نام TIDAPARS جستجو و دنبال کنید.

بهره یا سود مرکب چیست؟ و چگونه محاسبه میشود؟

سود مرکب چیست؟ در ابتدا باید اشاره کنیم که سود یا بهره مرکب با بهره ساده تفاوت دارد.

سود ساده یعنی در طی زمان، یک درصد سود ثابت به سرمایه تعلق میگیرد. پس سود ساده در نرخ سود ثابت در طی زمان هست که به سرمایه اولیه شما تعلق میگیرد. برای مثال اگر ۱۰۰ دلار در حساب پس اندازه خود با نرخ بهره ۵ درصد قرار دهید، آنگاه در اینحالت فقط باید سرمایه اولیه(۱۰۰ دلار) را ضربدر نرخ بهره(۰.۰۵) کنید.

سپس میتوانید این مقدار سود را برای زمانی که میخواهید سرمایه خود را پس انداز کنید، محاسبه کنید. یعنی ۵ درصد سود بر روی ۱۰۰ دلار، میشود ۵ دلار. اگر این حساب را برای ۵۰ سال نگه دارید، آنگاه ۲۵۰ دلار سود میکنید و کل سرمایه شما برابر میشود با ۳۵۰ دلار(۲۵۰+۱۰۰=۳۵۰). پس سود یا بهره ساده به اینصورت است.

Untitled design 5 - بهره یا سود مرکب چیست؟ و چگونه محاسبه میشود؟

سود مرکب متفاوت میباشد. منظور از سود مرکب این است که ما از سود هم سود کسب میکنیم. اگر از سود مرکب بدرستی استفاده کنید، آنگاه میتوانید سرمایه های کوچک را در طی زمان به سرمایه های بزرگ تبدیل کنید.

به بیان ساده در سود مرکب، ما سود کسب شده را مجدد بعنوان سرمایه اولیه در نظر میگیریم. بنابراین سود بر روی سود تعلق میگیرد. برای مثال فرض کنیم ۱۰ هزار دلار سهام میخریم. برای سادگی فرض کنیم سالانه ۱۰ درصد سود از روی سهام کسب میکنیم.

در سال اول، ۱۰ درصد سود میگیریم و ارزش سرمایه گذاری ما تبدیل میشود به ۱۱ هزار دلار. در سال دوم، ۱۰ درصد سود بر روی ۱۱ هزار دلار لحاظ میشود. بنابراین در سال دوم، با همان ۱۰ درصد سود ثابت، سرمایه ما تبدیل میشود به ۱۲ هزار و ۱۰۰ دلار. یعنی در سال اول با ۱۰ درصد سود توانستیم ۱۰۰۰ دلار کسی کنیم.

اما در سال دوم با همان ۱۰ درصد سود توانستیم ۱۱۰۰ دلار کسب کنیم. اینحالت بدین دلیل است که بر روی سود سال اول(۱۰۰۰ دلار) نیز ۱۰ درصد سود کسب کردیم که میشود ۱۰۰ دلار.

اگر این فرآیند را در بلندمدت ادامه دهید مثلا در ۲۵ سال آینده، با سود سالانه ۱۰ درصد میتوانید به ۱۱۰ هزار دلار برسید. و این حالتی است که هیچ سرمایه دیگری وارد نکنید.

پس سود مرکب یعنی بعد از یک دوره سرمایه گذاری، در دوره بعد از سود دوره قبل هم سود میگیریم و این مفهوم بهره مرکب به سود و زیان خود را محاسبه کنیم زبان ساده است. برای اینکه با سود مرکب به نتیجه برسیم باید سه کار انجام بدهیم: مقدار سرمایه اولیه را کاهش ندهیم، تمام سودها را در هر دوره سرمایه گذاری کنیم و در آخر هم باید صبر کنیم!

حال مثال دیگری بررسی میکنیم. فرض کنیم سرمایه ۱۰ هزار دلاری خود را وارد یک سرمایه گذاری با سود سالانه ۰.۰۶ میکنیم. بدین ترتیب در سال اول ۱۰۶۰۰ دلار سود میکنیم(۱۰۰۰۰*۱.۰۶). بجای اینکه ۶۰۰ دلار سود خود را برداشت کنیم باید آن را برای سال بعد سرمایه گذاری کنیم. با اینکار در سال بعد ۱۱۲۳۶ دلار سود میکنیم(۱۰۶۰۰*۱.۰۶).

در اینحالت شما ۶۰۰ دلار را در کنار سرمایه اولیه، سرمایه گذاری کرده اید و ۶۳۶ دلار سود کردید یعنی با وجود اینکه درصد سود ثابت و سرمایه اولیه تغییر نکرده است، اما سود ما در دوره قبل ۶۰۰ دلار بود و در این دوره ۶۳۶ دلار است یعنی ۳۶ دلار بیشتر از سود دوره قبل میباشد. اینحالت بخاطر قدرت سود مرکب هست.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.